یه روز جمعه تعدادی از همکاران برای عملیات نگهداری و تعمیرات دعوت شدند.از این گروه تقریبا ۳ نفر مسول بودند و ۷ نفر فنی
مدیر کل مجموعه برای پایش سیستم سری به کارخانه زد.در راه چشمش به گروه مسول و یک نفر فنی افتاد به خیال خودش که کارها با برنامه و روتین پیش میرود از دو مسول و یک فنی خواست تا بر روی ماشین بروند و موضوع نگهداری و تعمیرات را با هم صحبت کنند
مدیر از دو مسول سوال می کند که برنامه نت شما چیست پاسخ دادند داریم کارهای فنی انجام می دهیم
مدیر پرسید دقیقا چه کار های:مسول من و منی کرد برای اینکه موضوع خراب نشود فنی به حرف آمد که چه و چه کارهای کردم.
مدیر گفت انشائ الله از فردا راندمان ۸۰ درصد(اما این خیال بود)
با هم روی یک ماشین دیگر رفتند که اثری از آدم در آنجا نبود مدیر از مسول خواست این ماشین حتما مشکلی ندارد:اما مسول گفت و گفت که میشد یک کتاب نوشت
مدیر گفت بروید ۶ فنی دیگر را بیاورید.سر استاد فنی بعد از مدتی با قیافه خسته و..... آمد.
یادم رفت در طول هفته مدیر هر چه میگفت ماشین تولید ندارد و تعمیر کنید همین فنی ها طوری کار کردند و با زبان با زبانی گفتند که باید روز تعطیل تعمیر کنیم(به خاطر اضافه کاری)و روز تعطیل هم هیچ اتفاقی نیفتاد و همه میگفتند که من به او گفتم یعنی همه به همدیگر گفتند . و کاری صورت نگرفت
بیچاره رییس که خجالت کشیده بود پزی داد که ما یک دفتر گذاشتیم و همه اطلاعات خرابی را مینویسیم
یک مسول هم تایید کرد.مدیر از مسول دیگر خواست لطفا دفتر را بیاورید
مسول بیچاره با حالتی راهی اتاق شد و یک دفتر شیک قرمز رنگ برای مدیر آورد
مدیر خنده ای کرد و گفت ظاهر قضیه من مشکل دارم زیرا وقتی دفتر رو باز کرد آنقدر سفید بود که مدیر به سوادش و بینایی چشمش شک کرد
راستی میدونی نظیر این وقایع چقدر داریم
آیا میشه با این فرهنگ کار بگیم واحد نگهاری و تعمیرات داریم
شما اگه جای مدیر بودید چکار میکردید؟