.۳-   تنظيف (تميزكاري):

دستگاههاي صنعتي چون در محيط كار و توليد قرار دارند، در معرض انواع آلودگي‌هاي ناشي از ريزش مواد اوليه، نشت سوخت يا روغن، پاشش مذاب، براده‌هاي برشكاري، پسماند مواد اوليه، روغن‌هاي مصرفي و ساير آلودگيها قرار دارند و چنانچه هر دستگاهي بطور مرتب تميزكاري و تنظيف نشود، به تدريج اين آلودگيها روي ماشين انباشته شده و موجب بروز خطرات و صدمات به ماشين مي‌شود. در PM انواع تميزكاري سطحي، شستشوي قطعات، سمباده زدن، جمع‌آوري براده‌ها و ساير اجزاي ريز كه لابلاي اجزاي ماشين گير كرده‌اند، رنگ‌آميزي و... براي جلوگيري از ايجاد خرابي انجام مي‌شود.

تميزكاري اقدامي مفيد براي بررسي و كنترل ميزان فرسايش تجهيزات است. توصيه مي‌شود كه از اقدامات تميزكاري به عنوان نوعي عمليات اساسي و بنياني در بازرسي دستگاهها استفاده شود. دلايل امر عبارتند از:

·         درضمن تميزكاري با قطعات مختلف دستگاه تماس حاصل مي‌شود.

·     بر اثر تماس دست با قطعات مختلف، اپراتور مي‌تواند مسائلي نظير داغ شدن بيش از حد، لرزش، صداهاي غير طبيعي و شل بودن قطعات و غيره را احساس مي‌كند.

·         پاك كردن گرد و خاك كثافت و روغنها (و روانكاري دستگاه به طرز صحيح) باعث جلوگيري از سرعت فرسايش مي‌شود.

تميزكاري نوعي بازرسي براي تشخيص خرابيها و فرسايش‌ها است. اين عمل باعث طولاني‌تر شدن عمر قطعات شده و ميزان كيفيت تجهيزات را حفظ مي‌نمايد. براي مثال، تفاوتهاي بين تميزكاري و شستشوي يك اتومبيل، توسط يك سيستم خودكار ماشين‌شويي (كارواش) و تميزكاري آن به وسيله دست،  را مورد نظر قرار دهيد. در يك ديدگاه كلي و كلان اثرات اين دو اقدام ظاهراً مشابه به نظر مي‌رسند: اتومبيل تميز شده است، يا به عبارتي، گرد و خاك و كثافت روي آن پاك شده است. ولي مطمئناً ساير مسائل موجود روي اتومبيل كه خيلي واضح و آشكار نيستند تنها در صورتي كه اتومبيل توسط شخص، مورد بازرسي و تميزكاري قرارگيرد محرز مي‌شود. (براي مثال، ساييدگي لاستيك چرخها و وجود ميخ در آنها، تركيدگي لاستيك چرخها، تركيدگي رنگ بدنه، زنگ زدگي و خط و خراش روي بدنه وغيره). تميزكاري يا به عبارتي بازرسي ماشين به اين صورت كه بيان شد، به دلايل ذكر شده، براي كارخانه و صنعت امري مهم مي‌باشد.

همان گونه كه از معناي لغوي "تميزكاري" برداشت مي‌شود، به معناي جدا كردن آلودگي، لكه، گرد و خاك، ذرات و ساير مواد بيگانه‌اي است كه ماشينها، ابزار، مواد اوليه، قطعات محصول و غيره مي‌نشينند. در انجام اين كار اپراتورها به تشخيص معايب نهاني تجهيزات و اقدام براي رفع آنها نيز مي‌پردازند.

اثرات زيان‌بار تميزكاري ناكافي: اثرات زيان‌بار تميزكاري ناكافي به قدري زياد هستند كه نمي‌توان همگي آنها را در اينجا عنوان نمود. ولي نوعاً اين اثرات به طور مستقيم به صورت زير ظاهر مي شود:

·     ذرات بيگانه به بخشهاي لغزندة ماشينها، سيستمهاي هيدروليكي يا الكتريكي و غيره وارد شده و باعث ايجاد مقاومت اصطكاكي، سايش، گيركردن مواد، نشتي و اشكالات برقي مي‌شود. اين امر باعث از دست رفتن دقت، اشكالات عملياتي تجهيزات و خرابي‌هاي اضطراري مي‌شود.

·     در انواع مشخصي از تجهيزات خودكار، وجود ذرات يا گردو خاك در كانالهاي ورودي مواد يا قطعه باعث جلوگيري از جريان كار و ايجاد اشكال در عملكرد، حركت بدون توليد ماشين يا توقفات كوتاه مدت مي‌شوند.

·     در اغلب  موارد كيفيت محصول مستقيماً تحت تأثير قرار مي‌گيرد. براي مثال در سيستم توليد قطعات پلاستيكي، مواد بيگانه كه به قالبها مي‌چسبند باعث كربنيزه شدن داخل سيلندرها و نشست مواد و ساير اشكالات مي‌شود. اين امر جريان مواد و تعويض قالبها و ساير عمليات را دچار اشكال مي‌كند.

·         درمونتاژ رله‌ها و ساير قطعات كنترل الكتريكي، وجود آلودگي و گرد و خاك باعث اشكالات برقي مي‌شود.

·     درعمليات تراش‌كاري حساس، وجود گردوخاك و آلودگي باعث كندي عمليات هم محورسازي قطعه شده و حساسيت‌ها را تحت تأثير قرارمي‌دهد.

·         در عمليات الكتروليز و آبكاري سطح فلزات، فطعات با مايع الكتروليز آلوده مي‌تواند باعث ايجاد اشكال در آبكاري سطح فلز بشود.

·     اشكالات و معايب در تجهيزات آلوده و داراي گرد و خاك به دلايل فيزيكي و رواني پنهان مي‌ماند. براي مثال سايش،  لقي، خراشها، نشتي و ساير اشكالات تجهيزات در ماشينهاي كثيف مشهود نيست. از آن گذشته اپراتورها ممكن است از نظر رواني علاقمند به بازرسي دستگاه‌هاي آلوده به گرد وخاك نباشند.

تميزكاري خود نوعي بازرسي است. تميز كاري به سادگي شامل عمليات تغيير انتقال به يك وضعيت تميز نيست، گو اينكه اين امر نيز جزيي از تميزكاري است. تميزكاري به مفهوم لمس و بازديد بخشهاي مختلف ماشين براي تشخيص اشكالات نهاني و حالات غير طبيعي نظير لرزش بيش از حد، حرارت و سرو صدا مي‌باشد. به بيان ديگر، تميزكاري نوعي بازرسي است. در حقيقت اگر تميزكاري با اين شيوه انجام نشود، مفهوم واقعي خود را از دست داده است.

اگر اپراتورها ماشيني را كه براي مدت طولاني كار كرده است به صورت كامل پاك و تميز نمايند، ممكن است به تعداد زيادي اشكال كه احتمالاً بعضي از آنها اشكالات جدي هستند و احتمالاً به خرابي اضطراري مي‌انجامند، پي ببرند.

آلودگي گرد وخاك، لقي، سايش، خرابي سطوح، تغيير شكل ونشتي در ماشين، ابزار و قالبها با اثرات متقابل و تشديد كننده با يكديگر تركيب مي‌شوند و باعث ايجاد فرسايش و اشكال در عملكرد ماشين مي‌گردند. تميزكاري از شيوه‌هاي بسيار مفيد براي تشخيص اين اشكالات و جلوگيري از اين مسائل مي‌باشد.

4.   آچاركشي: معمولا ً ماشين‌آلات صنعتي داراي تعداد زيادي انواع اتصالات مكانيكي از نوع پيچ ومهره هستند. بر اثر كاركرد دستگاه در طول زمان و تكانهاي وارده بر اين قسمتها، اتصالات به تدريج شل شده و ممكن است منجر به جدا شدن قطعات از يكديگر نيز بشود. شل شدن اين اتصالات ممكن است باعث بهم خوردن كارائي مناسب دستگاه شده و دوباره‌كاري و ضايعات توليد را بالا ببرد. به همين دليل در PM فعاليتهاي آچاركشي تعريف مي‌شود تا اتصالات دستگاه مورد بررسي قرار گرفته و توسط انواع آچارها سفت و محكم شوند. بايستي دقت شود ميزان سفت كردن پيچ‌ها در حد استاندارد انجام گرفته و در مواقع نياز از ابزار مخصوي مثل تركومتر استفاده شود.

5.   روانكاري: روان‌كننده ماده‌اي است كه با ايجاد يك لاية لغزنده بين دو سطح، اصطكاك را كاهش مي‌دهد. روانكاري به معني نرم و لغزنده كردن يك سطح يا بكاربردن و استفاده از روان‌كننده‌ها است. روانكاري انواع مختلف دارد و با توجه به اينكه از چه نوع روان‌كننده‌اي استفاده مي‌شود؛ به صورت‌هاي روغنكاري و گريسكاري ناميده مي‌شود.

معمولاً اجزاي ماشين در حركت و ارتباط دايم با يكديگرند. حركت شافت و بوش، حركت دنده‌ها در چرخ‌دندة درگير، حركت پيستون در سيلندر. در تمام اين موارد براي كاهش اصطكاك، ‌سايش و جلوگيري از گرم‌شدن بيش از حد، از روانكار استفاده مي‌شود. مثلاً ياتاقان‌هاي ميل‌لنگ در موتور يك خودرو بايستي چندين هزار كيلومتر در دماهاي بالا و بارهاي متغير كار كنند، آيا اين عمل بدون استفاده از روانكاري ميسر است؟

6.   تعويض: به عمليات بازكردن يك قطعه از روي ماشين و جايگزين‌كردن يك قطعة ديگر، تعويض مي‌گوييم. معمولاً در برنامه‌هاي PM تعويض قطعات نيز در زمان‌هاي مختلف پيش‌بيني مي‌شود. مثل تعويض تسمة موتور هر يكسال يا تعويض كاسه نمد در هر شش‌ماه.

تعويض يك قطعه ممكن است دلايل مختلفي داشته باشد: لهيدگي قطعه، فرسودگي قطعه، خوردگي قطعه، ‌ساييدگي قطعه،‌ سوراخ شدن يا پاره شدن قطعه، سررسيد طول عمر قانوني و....

معمولاً دلايل مختلفي موجب بروز عواملي مي‌شوند كه ما را ناگريز به تعويض قطعات مي‌كنند. برخي از اين دلايل عبارتند از: سايش، كاربرد نادرست قطعه، جدا شدن اتصالات، آلودگي و كثيفي، غفلت و بي‌توجهي اپراتور، فشار وارده،‌ ارتعاش، سروصداي ناهنجار، تخليه شدن و تحليل مواد، خوردگي، خستگي، اصطكاك، شوك و ضربه، پوسيدگي و بارگيري اضافي.

7.   تعميرات ساده: تعمير يك دستگاه به معناي بازوبسته كردن مجموعه‌هاي دستگاه و عيب‌يابي اشكالات دستگاه و سپس ترميم نواحي آسيب‌ديده مي‌باشد. چنانچه اين عمليات كم حجم (از نظر زماني يا نفرساعت مورد نياز يا هزينه) باشد؛ به آن تعمير ساده مي‌گوييم. مثلاً براي يك اتومبيل، پنچرگيري يك تعمير ساده محسوب مي‌شود. انجام اينگونه تعميرات بصورت برنامه‌اي و از قبل پيش‌بيني شده نيز در PM ديده مي‌شود.

8.   تعميرات اساسي: چنانچه يك ماشين نياز به داشته باشد تا قسمت‌هاي زيادي از آن تحت تعمير قرار گيرد و انجام اين عمليات نياز به زمان، نفرساعت وهزينه بالايي داشته باشد، در اين صورت به اين تعميرات، تعميرات اساسي يا اورهال مي‌گوييم. مثلا يك دستگاه پرس سنگين در هر سال نياز به اورهال اساسي مجموعة هيدروليك، ‌قالب‌ها، كنترل و ساير قسمتها دارد. به دليل زمان زيادي كه انجام تعميرات اساسي لازم دارد، معمولاً سعي مي‌شود در برنامه‌ريزي كارهاي PM اينگونه فعاليتها به زمان تعطيلات دوره‌اي كارخانه (مثل تعطيلات آغاز سال يا تعطيلات تابستاني) منتقل شود. همچنين ممكن است انجام اين تعميرات نياز به ابزار و تجهيزات خاصي داشته باشد كه لازم باشد دستگاهها از داخل خط توليد به يك فضاي كارگاهي مجهز انتقال يابد.